نجم الدين ابو الرجاء قمى

369

تاريخ الوزراء ( فارسى )

روز نيك به روز بد نشايد دادن 5 ر روزى خويش در دهان شير ديدن 30 پ روش عبقرى آراستن 122 روشنايى شمع در پس‌وپيش يكى است 173 پ روشنى از روز بيرون 156 ر روشنى برق بشارت باران است و روشنى صبح علامت روز 172 پ روشنى چشم آهو چون ماه تمام باشد زيادت شود و در محاق كمتر شود 113 ر روشنى چشم نابينا 7 ر روشنى شمشير به وقت زدن پندارد كه مىخندد 93 ر روشنان كارگاه لاجورد 18 ر روضهء انيق 154 پ روضهء رضوان 5 - 159 ر رونده‌تر از خورشيد 65 ر رونده‌تر از خيال 19 پ رونده‌تر از خيال در شب تاريك 80 پ رونده‌تر از ماه 57 ر روى آفتاب به گل نشايد اندودن 197 ر روى آينهء دوستى افتادن 2 ر روى آينه روشن كردن 61 پ روى از باريدن اشك لاله‌رنگ سيراب آمدن 218 پ روى اسب سبق برده به ناز مالند 33 ر روى بخت چون كرسف دوات سياه شدن 129 ر روى به آب حيات شستن 137 ر روى تخت هنر جمله خال سياه فضل به دانه دام دنيا نمىشايد 35 ر روى چون پولاد داشتن 113 پ روى چون كاه شدن 124 ر روى زمانه و دست و پاى مكارم 224 پ روى زمانه را چشم و گوش بودن 196 پ روى زمين به شكوفهء عدل او نيى بويا 199 ر روى لقوه زدن 2 پ روى و بناگوش را از زلف سياه روئين دژ 185 پ رهبان پلاس‌پوش 7 ر رهنماى چارهء فضل 223 ر رياحين 2 پ ريحان و مزبله 48 پ ريزش سوهان كفايت او ، سرمهء كفات و دهات آمد 213 پ ريسمان بخت كه يكتا بود حبل متين ريسمان بندبربند تب بستن 34 ر ريش جنباندن 5 پ ريشى را كه گز دود بايد دود عور سود نكند 9 ر ريش و گريبان گرفتن 90 ر ريشه به آب زمين بردن و از آب جوى بىنياز بودن 229 پ ريگ بيابان و قطرهء باران شمردن 11 پ ريگ در صدف به جاى مرواريد 64 ر